چرا نمی مونی؟!!
خوب حالا برای چی می خوام بنویسم. راستش یکی از مطالبی که به نظرم هنوز جالب میاد توصیه بیشتر مهاجران اینور به کسانیه که به عنوان مهمون یا ویزیتور میاند و چند صباحی می خواند بگردند و از مناظر اینجا لذت ببرند و خوب بعدش هم برگردند سر خونه و زندگیشون. کسانی که کار و زندگی خودشون رو دارند و خوب مرخصی خودشون رو اینجا یا یه کشور دیگه می گذرونند. این ویزیتورها به مراتب با این توصیه یا سوال مواجه می شند که چرا نمی مونید یا اینکه نمی خواهید بمونید؟ اگه این توصیه از ناحیه اونوری ها باشه یه ذره بیشتر به عقل جور درمیاد چون اونها اینجا نیستند و اینجا خوب خارجه و حتما از ایران بهتره و اومدن با انور و پا گذاشتن به خاک یه جای دیگه غیر از ایران یه امتیازه که خوب با چنگ و دندون باید حفظش کرد و نباید از دستش داد. ولی اونها همه شرایط اینجا رو نمی دونند. اینوری ها چی؟ مهم نیست که توصیه کننده های اینور چه شرایطی داشته باشند کار داشته باشند یا بیکار یا دارای یه کار بخور و نمیر با کمتر از حداقل حقوق. مهم نیست که چطوری زندگی کنند مثلا خونه دارند یا اجاره کردند یا در یک بیس منت یا زیرزمین تاریک و کوچیک زندگی می کنند. مهم نیست که دارند درس می خونند یا اینکه هنوز پس از چند سال موفق به گرفتن پذیرش تحصیلی شدند یا اگر هم درس می خونند در چه دانشگاه یا کالجی و اصلا این کالج معتبره یا نه و در ازای چه هزینه ای دارند این رشته تحصیلی رو که بعضی وقتا به قول یکی از دوستان خوش ذوق می تونه آبیاری گیاهان دریایی باشه می خونند. و باز هم مهم نیست که با شرایطی کاری و مالی که دارند واقعا تا چه حد می تونند از تفریحات تابستونی و زمستونی اینجا استفاده کنند. بعضی ها که فقط براشون مهمه که کانادا فروشگاه مشروبات الکلی و تفریحات آبی و زمستانی جالب و خونه های قشنگ داره ولی مهم نیست که از این همه چیش به اونا می رسه و آیا با شرایط اونا دسترسی با امکانات خارق العاده (!) اینجا اصلا امکان پذیره؟ . به هر حال این انتخاب اوناست و تا اینجاست پذیرفته است ولی نکته جالب توجه اینه که اونا به همه دیگرانی که اصلا فرضیه موندن در سر هم ندارند و شرایط زندگی نسبتا پایداری در کشور خودشون هم دارند توصیه موندن می کنند و اصلا زحمت یه نگاهی به خودشون و اطرافیانشون انداختن رو هم نمی دند. باز هم می گم کاشکی همه مون یه ذره بیشتر فکر می کردیم.