من مثبت نویسم
مدتهاست که دستم به نوشتن در این وبلاگ نمی ره بااین که مطلبهای زیادی برای نوشتن دارم ولی کم کم به این نتیجه رسیدم که علاوه بر اینکه صلاح مملکت خویش خسروان دانند "ناصلاح" مملکت خویش را نیز خود آنها دانند. اصلا به ما چه؟ بگذار همه ایران و ایرانی ها راه بیفتند بیاند کانادا و ایران خالی از سکنه بشه و در صد فارسی زبانهای کانادا بسیار زیاد، و خوب اونوقت ما احساس اقلیت نمی کنیم. شاید هم برای همه اونها در فرودگاه به مجرد ورود علاوه بر خوشامد گفتن بن های کار مناسب و در رده تخصصی خودشون، بن تفریح و حوشگذرونی، بن خرید یا اجاره خونه مناسب، بن و کارتهای بانکی و سلامتی و گواهینامه رانندگی و غیره و غیره بدون هیچ گونه تلاش و زحمتی فذاهم باشه. شاید هم بهترین دکتر های متخصص در همون فرودگاه یه معاینه مفصل و همه جانبه از اونها به عمل بیارند و وقت های دکتر ماه به ماه رو هم برای اونا تنظیم کرده و دست اونا داده که دیگه نگران زمان انتظار برای دوا و دکتر نباشند و شاید هم در همه محیط کارهایی که به اونا با بن پیشنهاد میشه همه افراد تحصیکرده و مدیر و مدبر در رئوس باشند و از صلاحیت علمی و تخصصی این مهاجرین تازه وارد حداکثر استفاده به عمل بیاد و شاید هم اصلا این مهاجرین تازه وارد نیازی به پرداخت مالیات گزاف و غیر متناسب با سرویس های دریافتی نداشته باشند و شاید هم در همون فرودگاه بهشون موبایل ها و تلفن های بدون هیچ گونه هزینه اضافی و کاذب تحویل داده بشه که هر چقدر حتی نامحدود بخواند حرف بزنند و یا بهشون زنگ زده بشه و اصلا بیل های سرسام آور نداشته باشند و …
شاید همه اینها و خیلی مثبت های دیگه هست و من نمی بینم و به دلیل سیاه بینی و منفی نویسی همش دارم انتقاد می کنم و همه رو از صلاح و ناصلاح خودشون دور نگه می دارم.
اصلا من از این به بعد مثبت می نویسم کانادا و اصلا هر جایی غیر از ایران مدینه فاضله است. ایرانی های عزیز چه نشسته اید در اون ایران متعفن و گندیده. پاشید بیایید اینور که نمی دونید چه فرش های قرمزی سر راهتون گستردند. اون ایران متعفن رو هم بگذارید برای الف نون و دار و دسته اش که حالشو ببرند. بعد هم که اینجا اومدید از همون اول چشماتون رو ببندید و شروع کنید به تلقین به خودتون که به به "چه دمی، چه سری، عجب پایی!" وهر چیز نا خوشایندی هم دیدید فوری با یه وسیله ای توجیهش کنید. و بد و بیر اه گفتن به هر چه خوب و بد ایران و ایرانی در پشت سرتون رو هم از یاد نبرید. اصلا هم مهم نیست در این بد و بیراه گفتن اغراق و مغلطه کنید و حکومت و دولت رو با ایران و ایرانی بودن یکی کنید و همه رو از دم به رگبار ناسزا ببندید. تازه یه راه راحت تر هم که جواب میده اینه که ایرانی بودن خودتون رو انکار کنید یا اینکه نه، مدل خارجی ترش اینه که به گذشته ۲۵۰۰ ساله تون بسیار ببالید و وقتی از حال حرف شد سرتون رو بندازید پایین و بعد هم همه تقصیر ها رو بندازید گردن عربا و ترکا و مغولا و ... آخه اونا بودند که ایران و ایرانی رو ضایع کردند نه من و شما. اصلا ما چیکاره بودیم؟ ما اونیم که کورش بود پادشاه! راستی یه چیز دیگه شروع کنید به تظاهر به خیلی لیبرال بودن طوری که یه ذره کاسه داغ تر از آش هم به نظر برسید و در حالی که بیشتر مردم دنیا خشونت و ظلم خیلی از حکومت ها رو تقبیح و سرزنش می کنند شما اظهار بی تفاوتی کنید و بگید اصلا به ما چه؟ حقشونه! شاید اینطوری یه ذره صلح طلب تر به نظر برسید و بهتون انگ تروریست بودن یا همراهی با تروریست ها نچسبه! و خوب نتیجه اینکه با همه این کارا خودتون رو مجاب می کنید که بهترین کار دنیا رو کردید و اتفاقا خیلی راحت و آسوده زندگی می کنید؟!
بگذریم، به عنوان حسن ختام بگم که یه نتیجه دیگه روهم از نوشتن در این وبلاگ گرفتم که برای خود من بسیار مفید بود و اون یکبار دیگه رسیدن به این صرب المثل قدیمی و بسیار صحیح و به جاست که “از ماست که بر ماست” چه در داخل مملکت و جه در خارج اون. من که فعلا صلاحیت اظهار نظر در مورد داخل مملکت رو ندارم چون اومدم اینور و هر چی بگم مصداق کنار گود نشستن و لنگش کنه. ولی ما و بیشتر اونایی که میاییم اینور اونایی هستیم که اونجا هم باشیم فقط آیه یاس می خونیم و اون مردمی رو که به سرنوشت خودشون علاقه مندند و برای تغییرش از همه چیشون مایه می گذارند مسخره می کنیم و ناامید می کنیم و دست تنها می گذاریم. بعد هم که میاییم اینور، مهم نیست کجا فقط اونور مرز، در حالی که هنوز وارد اجتماع نشدیم، کار نکردیم، سر و کارمون به ارگانهای مختلف غیر از اونایی که به مهاجرت یا دانشگاهها و ارگانهای پولی مربوطه نیفتاده، شروع می کنیم به تعریف و تمجید. هنوز هیچ چی نشده می گیم خوب به هر حال هر چی هست این سیستم داره خوب کار می کنه؟!!! این همون چیزیه که اگر چشمتو ببندی و بخوای ندیده نسنجیده بگی شاید در مورد افغانستان دوره طالبان هم مصداق داشته باشه. بابا هنوز هیچکار نکردی چطور می گی سیستم داره کار می کنه برو سر کار (اگه پیدا کردی) دوتا جلسه با شهرداری چی ها شرکت کن دوتا آدم رده بالا رو ببین و از دهنشون بشنو که اوضاع چطوره یا نه اصلا حرف زدنشونو بشنو و ببین چه کسایی سر کارند. چهار تا از مقاله ها و نوشته های خود کانادایی ها رو در مورد سیستم پزشکی و کمبود پزشک و متخصص و خطاهای پزشکی، یا اشکالات عدیده سیستم حمل و نقل، سیستم آموزشی، سیستم مالیاتی و ضعف سرویس دهی متناسب با این مالیات ها، و از همه مهمتر سیستم مهاجرتی کانادایی ها بخون و بعد اظهار نظر کن. نه اصلا بی خیال اینا، تو فقط در ساعات اوج ترافیک در بزرگراه ۱۲-۱۰ خطه ۴۰۱ سفر کن، یا خدای نکرده مریض شو و دنبال دکتر متخصص بگرد و سه چهار ماه ( به گفته خود بهداشتی های کانادا) تو نوبت انتظار بایست اونوقت اگه هنوز زنده بودی بگو سیستم کار می کنه. اصلا ببینم اگر خدای نکرده در ادرار بچه ات خون ببینی و اونوقت از ساعت ۱۰ شب تا ۴.۵ صبح در بیمارستان سیک کید علاف بشی و در تمام این مدت فقط دو دقیقه تنها دکتر بیمارستان بیاد بالا سر بچه ات، که اونموقع دیگه خوابش برده چون ساعت از ۲ نیمه شب گذشته، و به دستور همون دکتر در همون ساعت بچه نازتو رو به زور از خواب بکشی و به زور وادارش کنی که برای سومین بار ادرار کنه (دوبار قبلی به دستور بهیار ها و کمک نرس ها بوده و فاقد اعتبار)، اونوقت باز هم می گی سیستم درست کار می کنه؟ این اتفاق برای دوست خود من و بچه اش افتاد و من در تمام این مدت باهاشون در بیمارستان بودم و شاهد این وقایع در یک کشور بسیار پیشرفته.
منو باش تازه می خواستم ننویسم!