عوامل موثر در شرایط زندگی مهاجران
فکر می کنم که نسخه افراد مختلفی که مهاجرت کرده و یا تصمیم به مهاجرت دارند ثابت و یکسان نیست و عوامل زیر به خوبی تعیین کننده میزان رضایت یا عدم رضایت مهاجران از زندگی در مهاجرت و کیفیت زندگی مهاجران است:
- زمان ورود به کانادا به عنوان مهاجر (مهاجران 20-15سال پیش شرایط عادلانه تری را برای زندگی، نسبت به مهاجران سالهای اخیر تجربه کرده اند چون نیاز بیشتری به آنان و تخصص هایشان وجود داشته است. در حال حاضر، نسل دوم همان مهاجران، خلا های تخصصی کانادا را پر کرده اند)،
- کشور، شهر یا محل زندگی مهاجران در کشور مبدا (این که مهاجر از یک کشور پیشرفته تر یا توسعه نیافته تر یا از یک شهر بزرگ و کلان یا یک شهر کوچک و بسته باشد در میزان رضایت او تاثیر خواهد داشت)،
- شرایط و روابط خانوادگی (اشخاصی که از خانواده های با روابط خانوادگی گسترده و نزدیک و بی مسئله به کانادا بیایند از نظر عاطفی شرایط سخت تری را تجربه خواهند کرد)،
- میزان تسلط به زبان انگلیسی و آگاهی عمومی و اجتماعی مهاجران (هر چقدر بیشتر و بهتر بدانی زندگی سخت تری خواهی داشت. در مورد زبان انگلیسی فکر می کنم دانستن حداقل ها ی زبان برای مکالمه و رفع نیاز ضروریست ولی تسلط کامل به زبان انگلیسی ضمن اینکه قطعا در ایجاد تفاهم و یکپارچگی با کشور میزبان موثر است می تواند در جهت عکس نیز اثر بگذارد چون اخبار و واقعیت های ملموس جامعه میزبان، که در خیلی از موارد به نفع مهاجر نیست، بیشتر خوانده، شنیده و درک می شود)،
- دنیادیدگی مهاجران (دنیا دیدگی و تجربه هم به شناخت شرایط واقعی کمک می کند و هم هر چه تعداد مبنا ها برای مقایسه با کشور مقصد بیشتر باشد سنجش ها درست تر و اصولی تر صورت می گیرد و شاید رضایت، به راحتی حالت یک مبنایی حاصل نمی شود)،
- سن و سال مهاجر در هنگام مهاجرت (مهاجرت در جوانی قبل از آنکه مهاجر کوله باری بسته باشد رضایتبخش تر است چون نقطه صفرش همان کشور مقصد خواهد بود به ویژه اگر از کانال تحصیل وارد فرآیند مهاجرت شود)،
- شرایط فرهنگی و مذهبی و سیاسی مهاجران در کشور های مبدا (مهاجران سیاسی به ویژه آنان که در کشور مبدا از نظر جانی در امنیت نیستند قطعا توجیه بیشتری برای ناملایمات در کشور مقصد پیدا خواهند کرد و نیز مهاجرانی که از لحاظ مذهبی یا باوری و فرهنگی در کشور مبدا در اقلیت قرار دارند. ضمنا میزان سازگاری و تطابق پذیری با فرهنگ کشور مقصد نیز می تواند در میزان رضایت فرد موثر واقع شود)،
- علائق و سلائق مهاجران (ساختار و سبک و سیاق شهری و زندگی در یک شهر می تواند مهاجر را تحت تاثیر قرار دهد)،
- باورها و نوع نگرش مهاجران به زندگی و انسان و جهان (اگر مهاجر باور به یگانگی جهان و تاثیر گذاری نقطه نقطه ان روی یکدیگر و شباهت های رفتاری و نهادی انسانها داشته باشد یا به تئوری بیرون کشیدن گلیم خود از آب سرسختانه معتقد نباشد به مهاجرت به گونه ای دیگر نگاه می کند)،
- شرایط شغلی و تحصیلی و اقتصادی مهاجران در کشورهای مبدا و مقصد (مهاجرانی که شرایط شغلی یا اقتصادی قابل ملاحظه ای در کشور مبدا ندارند شاید از حداقل ها در کشور مقصد رضایت بیشتری داشته باشند)،
- مهاجرت به تنهایی یا در کنار خانواده (جنس تنهایی در مهاجرت با جنس تنهایی در وطن کاملا متفاوت است. سختی های مهاجرت در کنار خانواده بیشتر ولی تحمل پذیرتر است).
شاید از همین روست که کماکان طیف وسیعی از نظرهای مخالف و موافق نسبت به مهاجرت در بین مهاجران و غیر مهاجران وجود دارد.