داره میاد!
داره میاد .... صدای پاش و نشونه هاش یکی یکی رسیده و خبر از اومدن خیلی زودش داده ... چند ساعت دیگه از راه می رسه و چشم همه رو به جمالش منور می کنه. بهارو میگم. همون که الان دیگه همه منتظرشیم. همون که به یمن اومدنش خیلی از کارایی رو که در طول سال می کنیم دیگه انجام نمی دیم. همون که خیلی از عادات ناپسندمون رو به خاطرش کنار می گذاریم حتی برای چند روز. همون که با حس نشونه های حضورش دیگه از ترافیک سرسام آور شهرمون که در این روزای نزدیک حضورش شدیدتر هم شده دیگه عصبی نمی شیم و عنان اختیار از دست نمی دیم. همون که به خاطر عزیز بودنش حسابی دست و دلباز می شیم و هر چی داریم و نداریم خرج می کنیم. همون که دیگه وقتی داره میاد اگه هزاران آدم هم دور و برمون بلولند و توی یه مغازه مجبور شیم ساعت یا حتی ساعت ها منتظر بایستیم صبرشو داریم. همون که سعی می کنیم تا قبل از رسیدنش گردو غبارهای دل و جسم و خونه وکوچه و خیابونمون رو بزداییم. همون که شهرداریمون هم در روز به جای یکبار چندین بار میاد و زباله های مردمو از سطح شهر می بره که ظاهر بیرونی شهر هم مثل خونه های ما برق بزنه و تمیز بشه.
همون که با اومدنش به سردیها و تاریکی ها پایان می ده و دلا رو به هم نزدیک می کنه. همون که هیجان و ولوله به پا می کنه. همون که بچه ها مدام بهش فکر می کنند و دلای کوپکشون از شوق اومدنش و عیدی گرفتن به بهانه اش می تپه و اروم و قرار نداره. همون که بزرگترا به خاطرش به کوچیکترا عیدی می دند و به دیدن بزرگتراشون می رند و برای رفتگانشون خیرات می دند و اینجوری اونا رو یاد می کنند. همون که در اولین لحظه حضورش همه افراد یک خانواده دور هم جمع می شند و به هم تبریک می گند و حضورش رو با هم جشن می گیرند.
و خلاصه همون که سبزه و با خودش سبزی و تازگی و زیبایی میاره. خوشحالم که یکبار دیگه اومدن بهارو حس می کنم و از دیدن زیبایی هاش لذت می برم و دلم تب و تاب اومدنش رو داره و عیدی می خرم و عیدی می گیرم و در کنار عزیزانم اومدن بهار و سال نو رو جشن می گیرم و .... ولی کاشکی که همه اونایی که دوستشون داریم و دوستمون دارند و همه هموطنانمون که با این مراسم و این حس ها رشد کردند و می دونند که من الان از چی حرف می زنم هم در این شادی حضور داشتند. و کاشکی در سال جدید بهار طبیعت، پیام آور بهار اجتماعی و سیاسی مملکتمون هم باشه و نوید از تموم شدن همه چیزایی بده که چند سالیه به انواع مختلف داره آزارمون می ده. کاشکی همه مون بدونیم که برای رسیدن بهار های دیگه هم همینطور باید زحمت بکشیم و هزینه کنیم. باید همین اندازه و حتی بیشتر انگیزه داشته باشیم. باید مسئولیت بپذیریم و مسئولیت خودمون رو به دیگران واگذار نکنیم. کاشکی همه مون بدونیم و بفهمیم که سرزمینمون مال همه مونه و تنها با خواست ما یعنی همین همه است که می تونه رشد کنه و از شر نباید ها خلاص شه.
من امسال هم در لحظه نو شدن سال، آرزوهای خرد و کلان خودمو دارم ولی می دونم که هیچ آرزویی بدون همت و تلاش و هزینه محقق نمیشه و هر چی این آرزو بزرگتر باشه عزم و همت و هزینه بیشتری می طلبه. بیایید همراه شیم و با هم آرزو کنیم و با هم برای تحققش بکوشیم.
بهار دوباره زمین و نوروز دیرینه این سرزمین، فرخنده و سال نودتان بهارگونه پر از تازگی و زیبایی باد. و به امید اندیشه ها و کردارهای نیک تر و سبزتر همه هموطنانمان در سالهای پیش رو.